زرنگ باشید!

سایت محمد جانبلاغی ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ | نظرات سایت ۱ دیدگاه | موضوعات سایت داستان های روانشناسی | بازدید سایت تا کنون 6116 نفر این مطلب را خوانده اند.


زرنگ باشید!

من محمد جانبلاغی ساعت ۲ از محل کارم خارج شدم و چون نیم ساعت وقت داشت تا به محل کار دوستم بروم، تصمیم گرفت با همان ۱۵ هزار تومانی که در جیب داشت ناهار ارزان قیمتی بخورم و راهی شرکت شوم.
چند رستوران گران قیمت را رد کردم تا به رستورانی رسیدم که روی در آن نوشته شده بود: ”ناهار همراه نوشیدنی فقط ۱۵ هزار تومان”.

من معطل نکردم، داخل رستوران شدم و یک پرس اسپاگتی و یک نوشابه برداشتم و سر میز نشستم.

گارسون برایم دو نوع سوپ، سالاد، سیب زمینی سرخ کرده، نوشابه اضافه، بستنی و دو نوع دسر آورد و به اعتراض من توجهی نکرد که گفتم: ”ولی من این غذاها رو سفارش ندادم.”

گارسون که رفت من شانه ای بالا انداختم و گفتم: ”خودشان می فهمند که من نخوردم!”

اما من موقعی فهمیدم که این شیوه آن رستوران برای کلاهبرداری است رفتم جلو صندوق و متصدی رستوران پول همه غذاها رو حساب کرد و گفت ۱۵۰ هزار و ۵۰۰ تومان .

من معترض شدم: ”ولی من هیچ کدوم رو نخوردم!” و مرد پاسخ داد ”ما آوردیم، می خواستین بخورین!”

من که یک روانشناس هستم ، سری تکان دادم و یک ۱۵ هزارتومانی روی پیشخوان گذاشتم و وقتی متصدی اعتراض کرد، گفتم: ”من مشاوری هستم که بابت یک ساعت مشاوره ۱۵ هزار تومان می گیرم.

” متصدی گفت: ”ولی ما که مشاوره نخواستیم!”

و من پاسخ دادم: ”من که اینجا بودم! می خواستین مشاوره بگیرین!” و سپس به آرامی از آنجا خارج شد.



طراحی سایت  دوستان زیادی از مطالعه مطالب زیر استقبال کرده اند  ارسال نظر


تو همانی که خودت باور داری


پروانه و پیله


دل عزراییل برای چه کسانی سوخته است؟



دیدگاهتان را بنویسید

ارسال دیدگاه ها فقط برای عزیزانی که عضو سایت هستند امکان پذیر است. عضویت در سایت | ورود به سایت