داستان آموزنده همسایۀ دزد

سایت محمد جانبلاغی ۹ مرداد ۱۳۹۴ | نظرات سایت بدون دیدگاه | موضوعات سایت داستان های روانشناسی | بازدید سایت تا کنون 4604 نفر این مطلب را خوانده اند.


مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد که همسایه‌اش آن را دزدیده باشد، برای همین، تمام روز او را زیر نظر گرفت.

متوجه شد که همسایه‌اش در دزدی مهارت دارد: مثل یک دزد راه می‌رود، مثل دزدی که می‌خواهد چیزی را پنهان کند پچ‌پچ می‌کند، آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند، نزد قاضی برود و شکایت کند.

اما همین که وارد خانه شد، تبرش را پیدا کرد. زنش آن را جابه‌جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه‌اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می‌رود، حرف می‌زند، و رفتار می‌کند.

شما دربارۀ این داستان چه دیدگاهی دارید؟
لطفا برداشت‌ها، دیدگاه‌ها و تجربه‌های خودتان را برای ما بفرستید.

دوستدارتان محمد جانبلاغی



طراحی سایت  دوستان زیادی از مطالعه مطالب زیر استقبال کرده اند  ارسال نظر


چطور از زندگی لذت ببریم؟


ثروت موفقیت یا عشق


آینده شما به خودتان بستگی دارد


عقابی در آرزوی پرواز


دیدگاهتان را بنویسید

ارسال دیدگاه ها فقط برای عزیزانی که عضو سایت هستند امکان پذیر است. عضویت در سایت | ورود به سایت