باوری از جنس محدودیت !

سایت محمد جانبلاغی ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ | نظرات سایت بدون دیدگاه | موضوعات سایت داستان های روانشناسی | بازدید سایت تا کنون 4420 نفر این مطلب را خوانده اند.


روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد .

او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشه ‌اى در وسط آکواریوم آن ‌را به دو بخش تقسیم ‌کرد .

در یک بخش ، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگ تر بود .

ماهى کوچک ، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمى‌ داد .

او براى شکار ماهى کوچک ، بار ها و بار ها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامریی که وجود داشت برخورد مى‌ کرد ،

همان دیوار شیشه‌ اى که او را از غذاى مورد علاقه ‌اش جدا مى‌ کرد .

پس از مدتى ، ماهى بزرگ از حمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت .

او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک ، امرى محال و غیر ممکن است !

در پایان ، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت .

ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌ سوى آکواریوم نیز نرفت !!!

می دانید چرا ؟

دیوار شیشه‌ اى دیگر وجود نداشت ،

اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سخت ‌تر و بلند ‌تر مى ‌نمود و آن دیوار ، دیوار بلند باور خود بود !

باوری از جنس محدودیت !

باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش !

آیا شما هم چنین دیوارهای برای خود ساخته اید…؟

دوستدارتان محمد جانبلاغی



طراحی سایت  دوستان زیادی از مطالعه مطالب زیر استقبال کرده اند  ارسال نظر


مصاحبه محمد جانبلاغی با موضوع قانون جذب چیست ؟


مهم ترین تکنیک های قانون جذب


دل عزراییل برای چه کسانی سوخته است؟


زرنگ باشید!


دیدگاهتان را بنویسید

ارسال دیدگاه ها فقط برای عزیزانی که عضو سایت هستند امکان پذیر است. عضویت در سایت | ورود به سایت