از مترسکی سوال کردم…

سایت محمد جانبلاغی ۱۴ مرداد ۱۳۹۴ | نظرات سایت بدون دیدگاه | موضوعات سایت داستان های روانشناسی | بازدید سایت تا کنون 5121 نفر این مطلب را خوانده اند.


\"از

از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای ؟

پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم!

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!

گفت : تو اشتباه می کنی!

زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!

جبران خلیل جبران



طراحی سایت  دوستان زیادی از مطالعه مطالب زیر استقبال کرده اند  ارسال نظر


۱۵ تکنیک ساده افزایش مشتری


باوری از جنس محدودیت !


ثروت واقعی چیست؟


هیچ سیبی مزه پرتقال نمی دهد


دیدگاهتان را بنویسید

ارسال دیدگاه ها فقط برای عزیزانی که عضو سایت هستند امکان پذیر است. عضویت در سایت | ورود به سایت